المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
111
التنبيه والإشراف ( فارسي )
عليت و معلول كه در مقالهء اول و مقالهء هشتم كتاب سمع الكيان كه هشت مقاله است و هم در كتاب « السماء و العالم » كه چهار مقاله است و در كتاب ما بعد الطبيعه كه سيزده مقاله است ياد كرده ، و گفتهء طرفداران شرايع كه با ديگر طرفداران قدم جهان دربارهء معاد پس از مرگ اختلاف دارند و گفتهء طرفداران تأويل و ديگران دربارهء روح لطيف غير محسوس و غليظ محسوس و ديگر تعريفات آنها و عقايد و مذاهب ديگر . مسعودى گويد : « ارسطاطاليس شاگرد افلاطون بود و افلاطون شاگرد سقراط بود و سقراط فقط در طبيعيات نه در مسائل ديگر شاگرد ارسيلاوس بود - آرسيلاوس يعنى سردرندگان - و ارسيلاوس شاگرد انكساكوراس بود . بجز اين مطالب در كتاب فنون المعارف و ما جرى فى الدهور السوالف از حدود و اجزاى فلسفه و آنچه فوثاغورس و ثاليس ملطى و رواقيان و افلاطون و ارسطاطاليس و غيره در اين باب گفتهاند و اختلافى كه دربارهء اوصاف فيلسوف حقيقى هست و اينكه فلسفه چگونه سامان يافته و اكنون تعليمات آن به چه صورت درآمده است و غرض از كتابهاى منطق و توصيف آن و ضرورتى كه موجب تأليف آن شده و فايدهاى كه از آن بدست آمده و اينكه چرا هشت كتاب است و علت اين ترتيب چيست و غرض از هر يك از اين كتابها چيست ؟ و پيش از خواندن كتابهاى منطق چيست و غرض از هر يك از اين كتابها چيست ؟ و پيش از خواندن كتابهاى منطق چه چيزهائى را بايد دانست و اينكه صناعت فلسفه جزو كدام يك از صناعتهاست و تعريف آن چيست و هر يك از تعريفات فلسفه منسوب بكدام يك از فيلسوفان است و تعريفات آن از چه مقدماتى استخراج شده است و معنى هر يك از تعريفات چيست ؟ و اقسام فلسفه اولى و غير اولى چند است و چرا بدين گونه تقسيم شده است و چرا از دوران سقراط و سپس افلاطون و سپس ارسطاطاليس و سپس پسر خالهء او ثاوفرسطس و سپس اوذيمس و اخلاف او فلسفهء مدنى را مقدم داشتهاند